spacer

مشق شب

spacer

Wednesday, November 24, 2004

مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم خفقان
من به تنگ امده ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم.............
اهای با شما هستم............
این در ها را باز کنید
من به دنبال فضایی می گردم
لب بامی!
سر کوهی
دل صحرایی
که در ان جا نفسی تازه کنم
می خواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم به شما ها هم برسد
من هوارم را سر خواهم داد
چاره درد مرا باید این داد کند
از شما خفته ای چند؟
چه کسی می اید با من فریاد کند؟
(لندن)


Comments: Post a Comment
spacer